قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2073
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و نود و نهم از رحلت خير البشر و در سال سيصد و نود و نهم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، از سلاطين نصر بن ابو الحسن بن مهذّب الدّوله صاحب بطيحه « 1 » ، كه به مكارم اخلاق و ديانت و مروّت و كثرت احسان از جميع سلاطين زمان ممتاز بود ، در سنّ هفتاد و دو سالگى وفات يافت . سبب موتش آن بود كه به واسطهء خون فصد « 2 » كرد ، و بعد از فصد بازوى او ورم كرد و به آن درد از هم گذشت . شعراى عرب و عجم براى او مرثيتها گفتند ؛ چرا كه ، در ايّام حيات نيكويى بسيار به مردم مىكرد ؛ چنانچه ولايت او پناه و حصن حصينى بود از براى هركسى كه از حوادث روزگار در ربع مسكون بىجا مىشد . و هركه به ولايت او مىرسيد و به او پناه مىآورد ، او را حمايت و رعايت بر اصل مىكرد و پناهگرفتهء خود را به هيچ كس نمىداد ؛ هرچند در ضمن او ضررهاى ملكى و مالى متصوّر و متوقّع مىبود . و القادر باللّه ، خليفهء عباسى ، در وقتى كه از خوف الطايع باللّه مختفى بود و هر روز از جايى به جايى مىرفت و مىگريخت ، آخر الأمر پيش علىّ بن نصر رفت و او مقدّم او را عزيز دانسته آنچنان محافظت نمود كه به هيچ وجه غبار كدورت به خاطر او راه نيافت و هرچند الطايع باللّه او را از وى طلب نمود هيچ فايده بر آن مترتّب نشد و در جواب الطايع باللّه صريح نوشت كه : « بىحميّتى عارم دانست ؛ چنانچه حمايت زيور ايشان است ، خصوصا سلاطين را كه اگر العياذ باللّه ايشان از زيور حميّت و حمايت عاطل باشند در نظر خالق و خلايق خوار و معيوب نمايند .
--> ( 1 ) . جمع آن بطايح است و منظور سيلگاه وسيعى در بخش پايين رود دجله و فرات كه در ميان واسط از سمت شمال و بصره از سمت جنوب واقع شده است ، بطايح از زمان معاويه و استيلاى او بر عراق اهميّت و ارزش پيدا كرد ؛ - دايرة المعارف اسلاميّه . ( 2 ) . فصد : رگ زدن .